اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸ - ۱:۳۸ بعد از ظهر
|
نام ترانه: عمری کلو
خواننده: وائل کفوری
آلبوم: عمری کلو – ۲۰۰۳
شماره ترجمه: ۷۵۱
—[دانلود ترانه]—
عمری کلو
همه زندگی من
یا هوى روحو قلو قلو کتیر اشتقتلو
ای عشق برو به او بگو، بگو شدیدا دلتنگ اویم
لو بدو عمری کلو بعطیه
اگر همه زندگی مرا می خواهد، تقدیمش می کنم
لما یا حبی تردو راح کمل عمری حدو
ای عشق من وقتی او را باز می گردانی، می روم که باقیمانده زندگیم را با او سپری کنم
نار تطفیلو بردوا و دفیه
آتشی خواهم بود که سرمایش را آب خواهم کرد و او را گرم می کنم
ردو یا هوى لعندی قصرلی المسافات
ای عشق، او را به من بازگردان، مسیر را برای من کوتاهتر کن
حامل بإیدی ورده آهات و ذکریات
رزی را در دست می گیریم و آه و خاطرات را مرور می کنم
حبیبی یالی بحبو قلبی معلق بقلبو
دلم به دل کسی کسی گره خورده است که دوستش دارم
و عم بحلم فیه
و رویای او را می بینم
بغنیلو ما بیسمعنی حتى یحن و یشفعلی
من می خوانم اما او هرگز نمی شنود، پس او هم دلتنگم می شود و مرا در آغوش می کشد
من یوم الی ودعنی بنادیه
از روزی که رفته صدایش می زنم
نیمت الصوره حدی غفیت عالم خدی
تصویرش را کنار تحتم نگه می دارمو بر روی بالش می خوابم
غمضت عیونی و بدی دفیه
چشمانم را می بندم و او را گرم می کنم
|
اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۳ قبل از ظهر
|
نام ترانه: یا حبیبی تعالی
خواننده: اسمهان
آلبوم: یاحبیبی تعالی
شماره ترجمه: ۷۵۰
—[دانلود ترانه]—
یا حبیبی تعالی
بیا عشق من
یا حبیبى تعالا الحقنى شوف اللى جرالی … من بعدک
عشق من به دنبال من بیا، ببین در نبود تو چه بر سر من آمده است
سهرانه من واجبى باناجى خیالک … مین قدک
بیدارم و بر خود واجب می دانم که به خیال تو اعتماد داشته باشم، چه کسی مانند توست؟
و انا کاتمة غرامى و غرامى هالکنى
من در عشق خود می مانم و عشقم مرا از پای در می آورد
و لا عندى لا أب و لا أم و لا عم أشکیلة … نار حبک
پدر و مادر و عمویی ندارم که از سوز عشقت به آنها شکوه کنم
روحى و قلبى و جسمى و عقلى و جمالى … فى یدک
روح و قلب و جسم و ذهن و زیباییم همه در دست توست
محتارة اعملک ایة فى دلالک … و ف صدک
نمی دانم چگونه مرا سوی خودت جذب و دفع می کنی
لیة هاخبى غرامى … و غرامى هالکنى
چرا باید عشقم را پنهان کنم، عشقم مرا از پای در می آورد
لأشکى و أبکى و أحکى بلک یا غزالى … یلین قلبک
شکوه می کنم و می گریم و می گویم ای عزیزم، شاید دلت بسوزد و نرم شود
أبعت مراسیل و اکتب جوابات اشکیلک … و اتألم
سوی تو نامه می فرستم و پاسخ می نویسم و به تو شکوه می کنم، درد می کند
ساکتة و صابرة و راضیة بأحوالک … م الأول
از همان ابتدا از شرایط ساکت و صبور و راضی بودم
و انا کاتمة غرامى و غرامى هالکنى
من در عشق خود می مانم و عشقم مرا از پای در می آورد
وافدیک بحیاتى و روحى و اهلى و مالى … و لا تسألش
و من زندگی و روح و خانواده و همه ی هستیم را به تو و برای تو دادم و تو نپرسیدی
|
اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸ - ۱:۰۶ بعد از ظهر
|
نام ترانه: موهوم
خواننده: جوزف عطیه
آلبوم: موهوم – ۲۰۱۰
شماره ترجمه: ۷۴۹
—[دانلود ترانه]—
الحق ما بیموت
راستی هرگز نمی میرد
لبنان جنة مقدسة اوعى تخاطرو فیها وتروح
لبنان بهشتی مقدس است، مراقب باش به مخاطره اش نیندازی
هیدی وصیة مکرسة مجد الرب حامیها
این یک وصیت مقدس است، شکوه و جلال پروردگار حفاظتش می کند
الآنبیاء مشیو على تراباتها
پیامبران بر سرزمینش قدم می زنند
والارز فوق جبالها حامی شواطیها
و سدر بر فراز کوهها شاخه هایش را نگاه می دارد
لبنان رح یرجع والحق ما بیموت
لبنان بازخواهد گشت و راستی هرگز نمی میرد
والشمس رح تطلع تزین سما بیروت
خورشید طلوع خواهد کرد و زیبایی آسمان را آذین خواهد بست
من هون ما منفل حصرم بعین الکل
از اینجا فرار نخواهیم کرد، با چشمانمان از آن محافظت خواهیم کرد
الارض بدنا نضل لو بقی خمس بیوت
در این سرزمین می خواهیم بمانیم، اگر حتی تنها پنج خانه مانده باشد
|